السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

245

تفسير الميزان ( فارسي )

بر تجسم اعمال دلالت مىكند ، كه بحث در باره آن در سوره بقره گذشت . * ( « تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَبَيْنَه أَمَداً بَعِيداً » ) * ظاهرا اين جمله خبرى است از مبتدايى كه حذف شده ، و آن مبتدا ضميرى است كه به كلمه « نفس » برمىگردد ، و كلمه : « لو » براى تمنى است ، كه در قرآن در موارد بسيارى قبل از حرف « ان » بفتحه همزه استعمال شده ، پس اينكه بعضى گفته‌اند چنين استعمالى جايز نيست ، و بايد مواردى كه در قرآن آمده به نحوى تاويل كرد حرف صحيحى نيست . و كلمه « أمد » معناى فاصله زمانى را افاده مىكند . راغب « 1 » در مفردات خود گفته كلمه « أمد » و كلمه « ابد » معنايى نزديك بهم دارند . با اين فرق كه كلمه « ابد » عبارت است از مدت زمانى كه حدى معين ندارد ، و به همين جهت به هيچ قيدى مقيد نمىشود ، و گفته نمىشود : « ابد توقف فلانى در اين شهر » ، و اما أمد ، مدتى است كه حد برمىدارد ، و ليكن در صورتى كه مطلق ذكر شود حدش براى ما مجهول است ، گاهى هم بطور انحصار و مقيد مىآيد ، مثل اينكه بگويى : « أمد توقف زيد در اين شهر » يعنى زمان توقف او . و فرق بين دو كلمه « زمان » و « أمد » اينست كه أمد همواره به اعتبار هدف و غايت استعمال مىشود ، ولى زمان هم در مبدأ به كار مىرود و هم در غايت و نهايت ، و لذا بعضى گفته‌اند دو كلمه « أمد » و « مدى » معنايى نزديك به هم دارند . جمله * ( « تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَبَيْنَه أَمَداً بَعِيداً » ) * دلالت دارد بر اينكه حاضر شدن عمل زشت باعث ناراحتى نفس مىشود ، هم چنان كه از راه مقابله فهميده مىشود كه عمل خير باعث مسرت نفس مىگردد ، و اگر فرمود صاحب عمل زشت دوست مىدارد كه : اى كاش بين او و آن عمل ، فاصله اى زمانى مىبود ، و نفرمود دوست مىدارد كه كاش اصلا آن عمل را نكرده بود ، براى اين است كه عمل خود را حاضر مىبيند و مىبيند كه خداى تعالى عملش را حفظ كرده ، ديگر هيچ آرزويى نمىتواند داشته باشد ، بجز اينكه بگويد اى كاش در چنين موقعيتى كه سختترين احوال است بين من و اين عمل زشت فاصله زيادى بود ، و اينطور نزدم حاضر نمىشد ، هم چنان كه به همنشين بد خود نظير اين سخن را مىگويد و خداى تعالى آن را چنين حكايت مىكند ، « نُقَيِّضْ لَه شَيْطاناً فَهُوَ لَه قَرِينٌ » تا آنجا كه مىفرمايد : « حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ يا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ » « 2 » .

--> ( 1 ) مفردات راغب ص 24 ماده امد ط تهران . ( 2 ) ما برايش شيطانى درست مىكنيم ، كه همواره قرين او باشد تا روزى كه نزد ما آيد بگويد : « اى كاش بين من و بين تو به قدر طول مشرق و مغرب فاصله بود كه چه بد قرينى هستى » ( سوره زخرف آيه 38 ) .